کد دعای فرج برای وبلاگ

بهمن 89 - ♥ ♥ ♥ عشق در کائنات ☺
سفارش تبلیغ
صبا
♥ ♥ ♥ عشق در کائنات ☺

طرح 300 اجرای عمومی تئاتر خراسان رضوی در حالی در شهرهای استان آغاز شد که دومین برنامه اجرای عمومی در سال جاری- بعد از طرح دوسالانه تئاتر- در مشهد به‌شمار می‌آید.این طرح در ایام سوگواری اربعین حسینی با نمایش تعزیه آغاز شد و با نمایش «به‌سبک پروانه‌ها» در زمینه تئاتر دفاع مقدس ادامه یافت. نمایشی که ‌نویسندگی آن برعهده عباس جانفداست و طراحی و کارگردانی آن را مرتضی ملتجی انجام داده است و حمید حاتمی‌نژاد به‌عنوان آهنگساز و ریحانه خدادادی به‌عنوان منشی صحنه در آن فعالیت می‌کنند

 

نمایش «به سبک پروانه‌ها» کاری از گروه تئاتر بوتیمار در حالی به روی صحنه رفت که امسال تئاترهای مختلفی در زمینه دفاع مقدس در مشهد اجرا شدند یا در ادامه طرح اجرا خواهند شد که هر یک به نوعی به زوایای مختلف این موضوع می‌پردازند.
این نمایش به درگیری دو دیدگاه بودن و نبودن در جنگ می‌پردازد. بودنی که ماندگاری برای قهرمان نمایش به‌وجود می‌آورد و رفتنی که ماندن در خود و درگیری‌های ذهنی را برای ضدقهرمان نمایش ایجاد می‌کند.
نمایش «به سبک پروانه‌ها» به درگیری‌های دکتر پرویز بدخش بعد از جنگ می‌پردازد. دکتر بدخش برای ادامه تحصیل با دکتر اعتصام -یکی از دوستانش- بدون خبر، تصمیم به‌رفتن به خارج از کشور را دارند اما در آخرین شب رفتن در بیمارستان «سلامت» تمام اتفاقات گذشته در ذهنش مرور می‌شود.
این داستان تمام ماجرا نیست. ابتدا نمایش است که تماشاگر در ادامه با فلاش‌بک‌هایی روبه‌رو می‌شود و درگیری‌های دکتر بدخش را با همسرش سمن سیمین‌پرور که سال‌های گذشته در همان بیمارستان یعنی «سلامت» با هم آشنا شده‌اند و ازدواج ‌کرده‌اند، می‌بینند.
احسان ابراهیمی و الهه پژوهی در صحنه‌های برگشت به گذشته در زمان جنگ عراق به ایران و حمله هوایی با تن‌پوشی کاملا بیمارستانی این صحنه‌های درگیری را نشان می‌دهند.
دکتر بدخش برای ادامه تحصیل می‌خواهد به خارج از کشور برود که با مخالفت همسرش روبه‌رو می‌شود. چون او برخلاف نظر بدخش که معتقد است مملکت نیاز به نیروهای متخصص دارد، اصرار به ماندن در ایران و رسیدگی به مجروحان جنگی دارد. بعد از کش و قوس‌های فراوان میان این دو، دکتر بدخش می‌رود ولی سمن می‌ماند.
آنچه تماشاگر در این داستان پر از فرازونشیب می‌بیند مرور داستان در دو فضای گذشته و حال است. شخصیت‌های متعددی در این دو برهه‌ زمانی در شکل‌گیری داستان نمایش نقش دارند. یکی از آن‌ها سارا سایمن(مهدیه طوسی)، خبرنگار بدون مرزی است که در هردو زمان وجود دارد.
او درگذشته در زمان جنگ ایران و عراق برای تهیه گزارشی با دکتر بدخش و سمن آشنا شده و در جریان درگیری‌های آن‌ها بوده که با رفتن بدخش گزارش او ناتمام مانده است.
او با گذر زمان و در زمان کنونی با دکتر بدخش در حالی که در حمله آمریکا به عراق مجروح شده و برای معالجه در بیمارستان «سلامت» بستری شده، روبه‌رو می‌شود اما دیگر سمن وجود ندارد، چون او در حمله هوایی دشمن شهید شده است.
تمام این اتفاقات که در ذهن و واقعیت برای بدخش اتفاق می‌افتد سبب ماندن او در خاک ایران و ادامه خدمت می‌شود.
عباس جانفدا که امسال از او نمایشنامه‌های «غربت‌زدگان» و «ترنج» در خواف و مشهد به‌روی صحنه رفته است و موفقیت‌های بسیاری نیز کسب کرده، نمایشنامه «به سبک پروانه‌ها» را با طرحی از احسان درسنی نوشت.
او در این‌باره می‌گوید: من از سال گذشته در این فکر بودم که بتوانم در نمایشنامه‌ای به آدم‌های حاشیه جنگ بپردازم. کسانی که هیچ وقت سلاح به دست نگرفته‌اند ولی حضور موثر و مستقیمی در اتفاقات دفاع مقدس داشته‌اند.
او با بیان اینکه این متن را امسال نوشته، در خصوص فعالیتش با کارگردان نمایش می‌افزاید: من با چند نمایشی که از مرتضی ملتجی مشاهده کردم، تفکر خودم را در شیوه اجرایی با او خیلی نزدیک دیدم و این متن را به او پیشنهاد دادم و او با همه گرفتاری‌اش به من لطف کرد و کارگردانی آن را پذیرفت و با اینکه هنوز کار را ندیدم ولی حتم دارم که حق مطلب را به متن ادا کرده است.
یکی از ایرادهایی که می‌توان به این متن گرفت (از نظر نگارنده این گزارش) تعدد شخصیت‌‌های فرعی است که تا حدودی مخاطب را از فضای داستان نمایش دور و ارتباط دکتر بدخش با همسرش را مخدوش می‌کند. او درباره شخصیت‌های فرعی نمایش می‌گوید: محمد طهماسب (حمید جندقی) همشاگردی دکتر بدخش بوده و یک مجروح شیمیایی است اما هیچ‌گاه اسلحه به دست نگرفته است.
او با اشاره به دو شخصیت فرعی دیگر نمایش، ادامه‌ می‌دهد: حمید پور‌عطا (امید سهرابی) و فرشته رضایی (محبوبه سلطانی) از نسل بعد دفاع مقدس به شمار می‌آیند که هرچند جنگ را ندیده‌اند اما تاثیرات آن را در زندگی خود می‌بینند. پورعطا به‌دنبال زندگی عاشقانه است و فرشته رضایی به‌دنبال آرامش. شاید آن‌ها به نظر آیند که به بدنه نمایش نچسبیده‌اند ولی از جنگ تاثیر پذیرفته‌اند.
این نمایشنامه‌نویس خاطرنشان می‌کند: پیشرفتی که تاکنون داشته‌ام به‌خاطر انتقادهای سازنده و موثر منتقدان تئاتری بوده که همواره ایرادها و ضعف‌های کارهایم را گفته‌اند.
مرتضی ملتجی آثار بسیاری را بازی و کارگردانی کرده است که از آن‌جمله می‌توان به نمایش‌های «کشتی گیرنده به خرس»، «آرام زیر بارش مهتاب خندید» و «استخونا صدا کند تاخ تاخ» اشاره داشت.
او درخصوص شیوه اجرایی نمایش می‌گوید: در نمایش صحنه‌هایی که در حال و گذشته می‌گذرند، به‌صورت مونتاژ موازی شکل داده‌ام.
ملتجی در ادامه می‌افزاید: نمایش‌هایی که در دو زمان می‌گذرند، اگر کارگردان با شیوه کارگردانی‌اش نتواند صحنه‌های زمان حال را با گذشته تفکیک کند، ناخواسته دچار پیچیدگی خواهد شد. به‌خصوص در این نمایش، در هر دو زمان آدم‌های مشترکی وجود دارند.
او با بیان اینکه علاقه دارد این پیچیدگی مخاطب را درگیر داستان نمایش کند، می‌گوید: برخی صحنه‌ها را که در زمان حال یا گذشته اتفاق می‌افتد به‌طور همزمان آوردم. این موضوع در برخی جاهای متن دیده نمی‌شوند و در مجموع سعی کردم یک شب سخت همراه با مشکلات و درگیری‌های روحی دکتر بدخش را نشان دهم.
مرتضی ملتجی ادامه اجراهای خود را بعد از مشهد، در گناباد و چناران عنوان می‌کند و ادامه می‌دهد: با اینکه تبلیغات چندانی از نمایش من نشده اما مردم استقبال نسبتا خوبی از کارم داشته‌اند. متاسفانه با توجه به اینکه این نمایش از تولیدات انجمن نمایش مشهد است و همه اعضای گروه نمایش، عضو انجمن هستند اما متاسفانه اغلب اعضای هیئت انجمن نمایش مشهد از اجرای نمایش دیدن نکردند.
احسان ابراهیمی که در نقش دکتر بدخش به عنوان تنها بازیگری است که در دو سطح ایجاد شده در طراحی صحنه نمایش بازی دارد، درباره نقش خود می‌گوید: من وقتی متن را خواندم دکتر بدخش را انسان عاشق مسلکی دیدم که در همین حال برایش آرمان‌های شخصی و ملی مذهبی مهم است.
او ادامه می‌دهد: او حتی در زمان جنگ وقتی می‌خواهد ایران را ترک کند با این نیت می‌رود که تخصص پزشکی‌اش را بگیرد و برگردد.
ابراهیمی با بیان اینکه به‌خاطر تکنیک اجرا برخی ظرافت‌های شخصیتی دکتر بدخش قابل ارائه نیست، می‌گوید: داستان نمایش در شبی پرتنش اتفاق می‌افتد و من فرصتی برای بروز شخصیت عاشق مسلک و آرمان‌طلب دکتر ندارم. هرچند در برخی صحنه‌های کوتاه مانند مونولوگی با سارا سایمون، سعی داشتم این بعد شخصیتی او را نشان دهم. به هرحال درصد صحنه‌هایی که شخصیت درونی دکتر نمایان می‌شود، نسبت به صحنه‌هایی که دکتر بازی عصبی و ملتهب دارد، این‌قدر کم است که تماشاگر، دکتر بدخش را یک شخصیت کاملا عصبی نقش می‌بیند.
این بازیگر تئاتر مشهد ادامه می‌دهد: کارگردان نمایش نور‌پردازی خاصی برای برخی صحنه‌ها طراحی کرده بود که به ارائه کامل‌تر شخصیت بدخش کمک می‌کرد و متاسفانه به‌دلیل کمبود امکانات اجرا، این مسئله مقدور نبود.
نمایش«به سبک پروانه‌ها» اجراهای خود را امشب بعد از 6 اجرا در مشهد به اتمام می‌رساند و خود را برای اجرای نمایش در شهرستان‌ها آماده می‌کند

نویسنده ی این گزارش: جواد اشکذری


نوشته شده در شنبه 89/11/16ساعت 12:34 عصر توسط ریحانه خدادادی | نظرات ( ) |

.: کپی برداری از مطالب *عشق در کائنات* فقط با ذکر منبع مجاز میباشد :.

Edit for armiss by : ~*~*~*ریحانه خدادادی*~*~*~