کد دعای فرج برای وبلاگ

تیر 90 - ♥ ♥ ♥ عشق در کائنات ☺
سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
♥ ♥ ♥ عشق در کائنات ☺

 

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه امین...


سپیده روز پانزدهم شعبان  بود که عطری آسمانی در فضا پیچید ،  پرتو عشق تابید و یگانه منجی بشریت عطر نفس خود را بر عالم دمید.  زین پس هر

 

سال در این روز تمام شهر را آذین خواهیم بست  ولیکن هر جمعه به تشنگی حضورش دعا خواهیم خواند و آمین را بر ذکر فرجش مزیّن خواهیم

ساخت.

در این روز مبارک، از خدا می خواهیم که ظهورت را نزدیک فرماید، تا وجودمان در فصل وصل، بادست های بهارآورتْ
  

 به گل بنشیند .

  

برخیز که حجت خدا می آید ********** رحمت زحریم کبریا می آید

از گلشن عسگری گذر کن که سحر *********** بوی گل نرگس از فضا می آید

ولادت امام زمان (عج) مبارک باد


نوشته شده در شنبه 90/4/25ساعت 12:43 عصر توسط ریحانه خدادادی | نظرات ( ) |

سبک خبرنویسی

شیوه های نوشتن خبر در مطبوعات را سبک های خبرنویسی می‌گویند. به عبارت دیگر وقتی یک خبرنگار خبر خود را انتخاب کرد باید با مناسب‌ترین شیوه آن را تنظیم نماید. موضوع اساسی در تنظیم خبر و استفاده از سبک های خبرنویسی این است که یک خبرنگار باید بداند خبر را برای خوانده شدن- و نه فقط برای چاپ شدن- می‌نویسد. در حقیقت شما باید طوری خبر خود را تنظیم و از مناسب ترین سبک خبرنویسی استفاده کنید که خواننده روزنامه بدون اینکه متوجه شود مجبور به خواندن خبر گردد. با این مقدمه به سراغ سبک های خبرنویسی می‌رویم که مرسوم ترین این سبک ها عبارتند از:

1- سبک هرم وارونه

2- سبک تاریخی

3- سبک تاریخی همراه با لید

4- سبک پایان شگفت انگیز

سبک هرم وارونه Inverted pyramid style:

شکل هرم وارونه یا سبک هرم وارونه در نوشتن مطالب خبری سبکی است که مهمترین خبر در پاراگراف اول که لید Lead نامیده می شود، می آید و بخش های دیگر خبر به ترتیب اهمیت در پاراگراف های بعدی قرار می گیرند.

در این سبک نگارش خبر، قاعده هرم حاوی جذاب‌ترین و در بسیاری از مواقع حاوی مهمترین بخش خبر است و کم ارزش ترین مطلب که حاوی بی اهمیت ترین بخش های ماجراست در نوک هرم قرار می‌گیرد. در واقع درسبک هرم وارونه مطالب با توجه به میزان اهمیت آنها از بالا به پایین تنظیم می شوند. داستانی در مورد چگونگی پیدایش این سبک در روزنامه نگاری وجود دارد. براساس این قصه پس از کشف تلگراف، روزنامه نگاران و به ویژه روزنامه نگاران آمریکایی هنگام بروز جنگ داخلی آمریکا به هنگام مخابره خبر از ترس قطع ارتباط تلگرافی ابتدا اصل مطلب را مخابره می‌کردند و سپس اگر ارتباط قطع نمی‌شد، سایر جزییات خبر را مخابره می‌کردند. برای راحتی استفاده از این سبک بهتر است شما تصور کنید همواره جنگ است و شما مجبورید ابتدا اصل خبر را بگویید.

مزایای سبک هرم وارونه عبارتند از:

الف) مزایای سبک هرم وارونه برای خوانندگان:

این سبک به شیوه طبیعی نقل قول وقایع توسط مردم نزدیک است و لذا مردم و خوانندگان با آن ارتباط بهتری پیدا می‌کنند.

تکلیف خواننده با خبر در همان پاراگراف های اول مشخص می‌شود و او می‌تواند اگر تمایل به دانستن خبر نداشت وقت خود را صرف خواندن بقیه مطلب نکند.

کنجکاوی خواننده را به یک شیوه ی منطقی ارضاء می کند.

ب) مزایای سبک هرم وارونه برای خبرنگار:

چون اصل مطلب در لید(پاراگراف اول و دوم) می‌آید کار تیتر زدن هم برای خبرنگار آسان می‌شود.

اگر به دلیل تراکم صفحه قرار باشد بخشی از مطلب حذف شود به راحتی می‌توان بخش‌های انتهایی را که از اهمیت کمتری برخوردارند حذف کرد.

وقتی لازم باشد که ترتیب مطالب در یک خبر تغییر کند، می توان بدون بازنویسی این کار را انجام داد.

معایب سبک هرم وارونه:

خبرنگار از دید و نظر خود مهمترین بخش خبر را انتخاب می‌کند و لذا بر روی خبر، اعمال نظر می کند.

خواننده چون لید را خوانده از خواندن مابقی مطالب منصرف می شود.

آنچه در لید آمده یک بار دیگر در متن خبر تکرار می شود.

سبک تاریخی Chronological:

در این روش تنظیم خبر بر خلاف سبک هرم وارونه مطالب با توجه به ارزش آنان نوشته نمی‌شوند، بلکه به همان صورتی که به لحاظ زمانی تحقق یافته اند در قالب خبر ارایه می‌شوند. در این سبک روزنامه نگار به داوری نمی‌پردازد و کاری ندارد که کدام بخش ماجرا مهمتر است تا آن را در پاراگراف اول(لید) خبر ارایه کند. از این سبک بیشتر برای تهیه گزارش ها، مقالات تحقیقی و نوشتن صورت جلسات رسمی استفاده می شود.

معایب سبک تاریخی:

خواننده باید وقت زیادی را صرف خواندن خبر نماید تا مهمترین مطلب را به دست آورید.

به دلیل طولانی بودن و عدم ترغیب خواننده به خواندن، ادامه مطلب او را خسته می کند.

صفحه آرایی این گونه خبرها مشکل است.

سبک تاریخی به همراه لید Combination style:

همانطورکه از نام این سبک برمی آید این شیوه تلفیقی از دو سبک هرم وارونه و سبک تاریخی است و برای پوشش اخبار شهری و حادثه ای مورد استفاده قرار می‌گیرد. برای تنظیم خبر به این روش ابتدا چکیده مهمترین مطالب با کمک سبک هرم وارونه در لید خبر نوشته می‌شود و سپس به کمک سبک تاریخی ماجرا به همان صورتی که اتفاق افتاده است، شرح داده می شود. سبک تاریخی به همراه لید در بسیاری از مواقع به داستان شبیه می شود. خبرنگار حرفه ای در این سبک باید از هر تکنیک هنری برگرفته از نقاشی، سینما، داستان‌نویسی و... برای افزودن به کشش دراماتیک بهره گیرد.

سبک پایان شگفت انگیز Surprise ending:

این سبک یکی از جذاب ترین شیوه های تنظیم خبر است. چرا که قفل ماجرا در پایان خبر باز می‌شود و خواننده را شگفت زده می کند. البته این سبک نمی تواند برای ارائه ی هر خبری مورد استفاده قرار گیرد. از سبک پایان شگفت انگیز بیشتر در رویدادهایی که خود دارای چاشنی شگفتی و استثناء هستند، استفاده می شود. به مثال زیر دقت کنید:

پلیس تهران، سارق فروشگاه شهروند را بازداشت نکرد. نادر که به عنوان جوان ترین سارق شهر معروف شده، هنگامی که همراه پدر و مادر خود برای خرید به فروشگاه شهروند رفته بود از فروشگاه خارج نشد. دو ساعت بعد وقتی پلیس و نگهبانان فروشگاه پس از به صدا در آمدن آژیر خطر خود را به محوطه داخلی فروشگاه رساندند نادر را که هراسان به هر طرف می‌دوید یافتند. پلیس تنها به یک دلیل این سارق جوان را بازداشت نکرد. او سه ساله بود و از فرط خستگی در فروشگاه به خواب رفته بود.

لازم به ذکر است که باید از ارائه رویدادهای طولانی در این قالب، اجتناب کرد.

عناصر خبر نویسی

عناصر خبری عبارتند از:

1- که؟ Who (فاعل یا مفعول رویداد)

2- چه؟ What (فعلیت رویداد)

3- کجا؟ Where (محل وقوع رویداد)

4- چرا؟Why (دلیل وقوع رویداد)

5- کی؟ When (زمان وقوع رویداد)

6- چگونه؟ How (نوع رویداد)

اشاره: شناخت عناصر خبر در تنظیم خبر اصلی ترین رکن است و خبرنگار بدون شناخت از عناصر خبر، نمی تواند جذابیت خبر را به نحو صحیح به مخاطبین ارائه دهد. این شناخت قبل از نگارش و تنظیم خبر، به خبرنگار کمک می‌کند از اطلاعاتی که در دست دارد به نحو مؤثری بهره بگیرد. خبرنگار با این آگاهی و شناخت مشخص می کند کدامیک از اطلاعات و آگاهی های کسب شده از اهمیت بیشتــر و کدامیک از اهمیت کمتری برخوردار است و بهترین زاویه که می توان خبر را نوشت کدام است. بنابراین ذیلاً به معرفی عناصر خبر و نقش آنها در ساختمان خبری می‌پردازیم:

عناصر خبر شش مورد هستند که به «Wh»ها معروفند. این عناصر عبارتند از: «که؟، کجا؟، کی؟، چه؟، چرا؟، چگونه؟». روزنامه نگار باید در مقدمه(لید) خبر به طور آشکار به چند مورد از موارد بالا اشاره کند و در همان پاراگراف اول موضوع خبر را با اطلاعاتی که از این عناصر می‌دهد به خواننده برساند.

که؟ Who?

عنصر«که؟» به معنای «چه کسی؟» یا «چه چیزی؟» است و به فاعل و کننده کار می پردازد. جمله خبری بصورت معلوم یا به صورت مجهول نگارش می‌شود و مطابق دستور زبان فارسی فاعل یا مسندالیه در جمله می‌تواند بی روح باشد، و یا حالت فاعلی پیدا کند. مانند این که بگوییم «مدرسه ها باز شد» که مدرسه ها فاعل جمله یا عنصر«که» در خبر است. مثال: که؟ (افراد حقیقی): وزیران محیط زیست کشورهای اروپایی در اجلاس این هفته خود تصمیم گرفتند تولید و مصرف گازهایی را که سبب آسیب دیدگی لایه ی اوزن می‌شود را متوقف سازند.  

مثال: که؟(افراد حقوقی): مجلس مسلمانان انگلیس از سیاست های نژادپرستانه دولت این کشور علیه مسلمانان انتقاد کرد. همانگونه که اشاره شد عنصر«که» صرفاً افراد حقیقی و حقوقی را به عنوان فاعل رویدادها، شامل نمی شود بلکه عنصر «که» اشیاء و به طورکلی چیزهای بی روح را نیز در برمی‌گیرد.

چه؟ What?

در خبرنویسی عنصر«چه» به«ماهیت و فعلیت» رویداد مربوط شود، خواه فعلی صورت پذیرد یا انجام نپذیرد. «چه» ممکن است یک حادثه رانندگی، آتش‌سوزی، تصویب یا رد لایحه‌های قانونی، افتتاح کارخانه، سفر و هر آنچه به ماهیت یا فعلیت یک رویداد مربوط می‌شود، باشد. «چه» معمولاً در شروع خبر قرار گرفته و به جذابیت و کشش خبر می‌افزاید، اما در مورد یک رویداد خبری، خبرنویس باید تشخیص دهد از میان مطالب یا موضوع‌های مختلفی که یک رویداد را به وجود می‌آورد، کدام یک از اهمیت بیشتری برخوردار است. از میان مطالب متعدد باید آن موردی را انتخاب کرد که دارای ارزش خبری بیشتری باشد. به عنوان مثال، اگر رویداد حاوی ارزش در برگیری است باید کوشید آن را به طرز روشنی در«لید» نشان داد. در مصاحبه‌ها، به طورکلی، عناصر«که» و«چه» نسبت به سایر عناصر از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و در این بین، اهمیت عنصر«چه» از دیگر عناصر خبر بیشتر است.

کجا؟ Where?

همان‌طور که در مورد ارزش مجاورت(جغرافیایی، معنوی) گفته شد، محل رویداد در ارزش‌دهی به خبر تأثیر دارد. در اکثر موارد، یک رویداد شهری یا کشوری نسبت به یک خبر خارجی برای خواننده ارزش خبری افزونتری دارد. برای شناخت بیشتر این عنصر، مطالعه مجدد گفتار درمورد «مجاورت» توصیه می‌شود. در هر حال محل وقوع یک رویداد را می‌توان به صورت های مختلف نوشت: مثال:کامپالا(اوگاندا)، خبرگزاری فرانسه: دبیران دبیرستان‌های کامپالا و حومه، به خاطر افزایش دستمزدها، بهبود وضع زندگی، تقلیل ساعات کار و استفاده از کلاس‌های تخصصی، از امروز دست به اعتصاب زدند. یا :کرمان، خبرگزاری جمهوری اسلامی: در روستای دارستان کرمان طرح برق‌رسانی بااعتباری در حدود 4میلیون ریال پایان یافت و مورد بهره‌برداری قرار گرفت.

کی؟ (چه وقت) When?

در میان ارزش های خبری، زمان یا تازگی خبر از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. تهیه خبر از وقایع روز یا رویدادهای گذشته که به تازگی انتشار می‌‌یابد یا با زاویه دید جدیدتر ارائه می‌شود، جزئی از کار روزمره خبرنگاران است. خبرنگار باید تازگی خبر را در همان ابتدای خبر بازگو کند. در مواقعی که مدتی از وقوع رویداد گذشته است یا عامل زمان چندان اهمیت ندارد از ذکر زمان رویداد می‌توان در ابتدای خبر خودداری کرد.

مثال(1): آموزش پرورش اردبیل امروز اعلام کرد نتایج امتحانات نهایی دانش‌آموزان سال چهارم یک هفته به تاخیر افتاده است. مثال(2): هفته آینده تاریخ آزمون کنکور سراسری توسط روزنامه‌های کثیرالانتشار اعلام خواهد شد.

چرا؟ چگونه؟  Why and How?

عنصر«چرا» علت، دلیل یا انگیزه به وجود آمدن رویداد را بیان می‌کند و عنصر«چگونه» نحوه، چگونگی و طریقه وقوع رویداد را. در بسیاری مواقع خبرنگار«چگونگی» به وجود آمدن یک رویداد خبری را کسب می‌کند، اما از علت و انگیزه‌ای که در پشت آن پنهان است، بی‌خبر است؛ یا علت و انگیزه را می‌داند، اما از نحوه وقوع رویداد اطلاعاتی ندارد. به عنوان مثال در خبر سقوط یک هواپیما،‌ شاید در همان ساعت‌های اولیه یا روز نخست، نتوان علت سقوط هواپیما را به دست آورد. علت سقوط هواپیما وقتی رسماً اعلام خواهد شد که«جعبه سیاه» که حاوی نوار مکالمات خلبان با برج مراقبت است، به دست آید. پس از تجزیه و تحلیل مکالمه خلبان، در آخرین لحظه‌های حیاتش و اطلاعاتی که از محل سقوط هواپیما به دست می‌آید. کارشناسان روزها، هفته ها یا ماه ها بعد علت سقوط را اعلام می‌کنند. عنصر«چرا» و«چگونه» هنگام تهیه گزارش های تشریحی و تحلیلی یا لیدهای تشریحی و تحلیلی بیشتر از سایر موارد، مورد استفاده قرار می‌گیرد، زیرا در این‌گونه گزارش های خبری، خبرنگار، زمان بیشتری را برای کسب و بررسی علت، انگیزه یا نحوه و چگونگی به وجود آمدن رویداد خبری در اختیار دارد.


نوشته شده در سه شنبه 90/4/21ساعت 1:42 عصر توسط ریحانه خدادادی | نظرات ( ) |

ارزش خبری

معمولاً نه ارزش برای خبر در نظر می گیریم:

1- شهرت، در برگیرنده ی اشخاص، مکان ها، اشیاء، و موقعیت هایی است که برای عموم مردم شناخته شده است. این شناخته بودن می تواند به دلیل ثروت، شرایط اجتماعی، موقعیت یا تبلیغاتی که از قبل برای آنها شده است، باشد. در واقع این نام ها هستند که خبرها را می سازند. برجسته کردن نام یک شخص، مکان، رویداد، یا یک موقعیت خاص جذابیت بیشتری به یک خبر می دهد.

2- دربرگیری(تاثیر بر روی تعداد زیادی از مخاطبین داشته باشد)، بدین معنی است که یک مطلب خبری برای تعداد بیشتری از خوانندگان اهمیت و جذابیت داشته باشد.

3- مجاورت(جغرافی، معنوی، دینی، ملی، فرهنگی)، برای مثال اتفاقی که در دبیرستان یا دانشگاه شما می افتد از آن جهت برای شما دارای ارزش خبری است که در نزدیکی شما و در محیطی که حضور دارید اتفاق می افتد.

4- برخورد(فیزیکی مانند: جنگ، تصادف و...، غیرفیزیکی مانند: برخورد اندیشه)، یکی از اساسی ترین ارزش های خبری، برخورد است. این برخورد می تواند به صورت فیزیکی یا به صورت ذهنی و فکری باشد. برخورد یکی از ارزش های خبری است که بیشتر از دیگر ارزش ها در روزنامه مطرح می شود.

5- فراوانی، تعداد و مقدار(مثلاً: تعداد تلفات زیاد در یک تصادف)، فراوانی معمولاً به آمار و ارقام به کار رفته در خبر مربوط می شود. هر چه اعداد به کار رفته در مطلب بزرگتر باشد، ارزش خبری مطلب بیشتر است.

6- تازگی خبر(خبری یا به تازگی روی داده و یا اینکه موضوعی است که درگذشته رخ داده است ولی بخش هایی از آن الان برای ما فاش بشود مثل اخباری که از کودتای 28 مرداد می شنویم).

7- شگفتی یا استثناء، هر خبری اعم از اختراع و اکتشاف و عجایب خلقت که ما را متعجب کند.

8- احساسات، عواطف و غرایز: معمولاً مردم از خواندن مطالب احساسی در مطبوعات روزانه لذّت می برند.

9- پیشرفت: شامل بسیاری از تغییرات قابل توجهی می شود که باعث بهتر شدن وضع انسان ها می گردد. این پیشرفت ممکن است موفقیتی باشد که دریک آزمایشگاه علمی به دست می آید، موفقیت در یک کار اجرایی، ایجاد یک کارخانه صنعتی، ساخت یک ساختمان جدید یا یک بزرگراه باشد.

وقتی خبری رخ می دهد تا زمانی که به مخاطب برسد تحت تاثیر دو عامل است: عوامل برون سازمانی و درون سازمانی.

عوامل درون سازمانی شامل:

خبرنگار: ممکن است برداشت خبرنگار از خبر اشتباه یا مغرضانه باشد.

سردبیر: ممکن است بخشی از خبر را سانسور یا قسمتی را به آن بیفزاید بر طبق سیاست های رسانه.

بخش فنی: اعم ازصفحه بندی وگرافیک و.... به علت کمبود جا در صفحه یک پاراگراف کم یا زیاد شود یا عکس همراه عکس بیاید که در برداشت مخاطب از اصل موضوع خلل ایجاد کند.

عوامل برون سازمانی: دولت ها، صاحبان سرمایه و آگهی ها، گروه های پر نفوذ.

مفاهیم اصلی در خبر نویسی شامل:روشنی خبر-درستی خبر-جامعیت خبر

ادامه مطلب...

نوشته شده در سه شنبه 90/4/21ساعت 1:40 عصر توسط ریحانه خدادادی | نظرات ( ) |

یعنی چی؟به نظر شما فقر در جهان در حال کمتر شدن است یا بیشتر شدن؟ ( واقعا برام سوال پیش اومده)یعنی چی؟

فقر

 

فقرایران

 

فقر

 

 

 

 

 

 

 


نوشته شده در یکشنبه 90/4/12ساعت 1:46 عصر توسط ریحانه خدادادی | نظرات ( ) |

مبعث

روز مرگ قساوت ها
روز مبعث، روز برانگیختن خردهایی است که در تابوت خُرافه گرایی، هوس پرستی و جهل پیشگی دفن شده بود. روز مبعث روز تولّد عاطفه هاست؛ عاطفه هایی که در رقص شمشیرها زخمی می شد و در جنگل نیزه ها جان می باخت. آن روزها، دخترکان معصوم، به جای آغوش گرم مادر، در دامان سرد خاک می خفتند. جوانان بلندقامت، در جنگ جهالت ها، جان به بارش تیرها می دادند و زنان بی پناه، در بند اسارت می زیستند. آه که چه خارهایی به پای بشریّت می خلید و چه زخم هایی دل عاطفه ها را می خَست.

روز مبعث، روز مرگ قساوت ها و شرارت ها بود؛ روز مرگ کرامت هایی که به پای بت ها قربانی می شد؛ روز مرگ جهل و شرک و پرستش های ناروا بود.

میلاد ارزش ها
روز مبعث، روز میلاد ارزش هاست؛ ارزش هایی که زنده به گور می شد و اصالت هایی که در بستر احتضار رو به خاموشی می رفت. در آن روز، بذر عشق و مهرورزیدن و مهربان زیستن در دشت تفتیده دل ها پاشیده شد و هزاران هزار گل عاطفه از آن رویید. لبخند بر لب ها نشست دست گرم نوازش بر سر یتیمان کشیده شد. شمشیرهای خشونت زنگار گرفت و سفره محبت آغوش گشود. نوع دوستی بنیاد یافت و کینه توزی جان باخت. از چشمه چشم ها مهر جوشید و در دریای سینه ها عشق خروشید. زندگی زیبا و بودنْ تماشایی شد. روز مبعث، روز بارش برکت، روز سرافرازی انسان، روز برآمدن آوازهای سپید و روز بوسه زدن بر چهره خورشید، بر همه جهانیان مبارک باد.

منجی بزرگ بشر
از طلوع خورشید اسلام و انقلابِ عظیم پیامبر آن، حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم ، هزار و چهارصد و اندی سال می گذرد. از آن زمان تاکنون، تاریخِ جهان پی درپی ورق خورده است رویدادهای گوناگون و دگرگونی های حیرت انگیز، چهره ای تازه به آن بخشیده است آن چنان که شیوه همیشگی گذشت زمان است، نوها به کهنگی گراییده و کهنه ها به اعماق فراموشی ذهن های تاریخ پیوسته است. اما این حقیقت که محمد صلی الله علیه و آله وسلم نجات دهنده بزرگ بشر بود و آیینش آیین زندگی، هر زمان از زمان دیگر روشن تر می درخشد؛ چرا که او جاودانه ترین تمدّن ها را بنیان نهاد، زندگی سازترین فرهنگ ها را گُسترد و انسان پرورترین ارزش های اخلاقی را نهادینه کرد. درود بی کران خداوندی بر روان پاک او باد.

سفیر خداوند
محمّد صلی الله علیه و آله وسلم سفیر خداوند بود بر بندگان تشنه حقیقت و محبّت، و هدف نهایی او برای خلقت همه هستی؛ که لولاکَ لما خَلَقْتُ الاَفْلاکَ؛ گل سرسبدهستی، مایه فخر و مباهات خداوند عالم نزد ملایک و جانشین راستین او بر روی زمین. کسی که:

بَلَغَ العُلی بِکمالِهِ کَشَفَ الدُّجی بِجمالِهِ
حَسُنتْ جَمیعُ خِصالِهِ صلّوا علیه و آله

با غمزه و اشاره ای، نکته ها و رازها آموخت و به مقام استادی عالم رسید.

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد

محبوبی که با جمال سیرت و صورت خود، همه پرده های تاریک جهل و حجاب های خودخواهی را کنار زد و در سیر معراجی خود از جبرائیل، امین وحی الهی، پیشی گرفت؛ دل سوزی که تا دم آخر، رنج ها و دردها را تحمّل کرد تا نشان زیبایی «رحمةً للعالمین» را از دست بخشنده خدا، دریافت کند.

رویش اندیشه ناب
آبشار نور، جاری بود. آسمان پولک های زیبایش را به رخ تماشاگران می کشید و ماه بر چشم نظارگران جمالش رنگ نقره می پاشید. عطر شفابخش بهار در فضا می پیچید و امید زندگی در جان موجودات جهان می جوشید. در آسمان نیلگون مکّه، دمادم ستاره می شکفت. آن شب نبض کائنات از انتظاری مقدّس، می تپید. روح خسته و فرسوده عالم، انتظار پیشوایی را می کشید. سخن از ترسیم سیمای آفتاب بود و صورتگرْ، کردگار جهان. در آن شب، باغبان آفرینش، بهترین گل هستی را برگزید تا دنیا را سرمست عطر جانبخش آن سازد. بعد از آن بارانی از طراوت بارید و خاک بوی افلاک گرفت. دل ها وسعت یافت و چشم ها چشمه سار سرور شد و عشق و ایمان شفاف تر شد. روز مبعث، روز رویش اندیشه ناب، روز مهر و آیینه و مهتاب، را بر همه شیفتگان آفتاب، شادباش می گوییم.

گل واژه های وحی
از بلور ماه، لبخند مهر می تراوید. غار حرا تجلّی گاه نور بود. جبرئیل امین، گل واژه های وحی را منتشر می کرد. در آن شب، محمّد صلی الله علیه و آله وسلم بر سریری می نشست که عرش نبوّت بود. او در آن جغرافیای زمین، راه تاریخ را می گشود و چراغ خورشید را می آویخت تا راه ما را تا فرجام، راهنما باشد. در سال روز مبعث هنوز هم شکوه آن خاطره، جام زیستنمان را سرشار می کند و شکوفه های شادی را در دلمان شکوفا می سازد.

راز خلقت زمین
آن شب، «زمزم» زمزمه شادی داشت و «مروه» در تماشای صفای یار بود و کعبه در طواف فرشتگان، که از حریم خدا محرمی به حرم پا نهاد که صفایش مروه و شعورش مشعر و عرفانش عرفات را به شگفتی می نشاند. او از سمت «صفا» آمده بود و «سعی» بر وفا کردن به «عهد» ازلی داشت. بعد از او «منا» مذبح منیَّتْ بود. او یاد داد که با سنگ ریزه های برائت، بت های درون و برون را «رمی» کنیم و عرفان عرفات را بیابیم. او اندیشه ها را به ضیافت معرفت می برد و دل های عاشق را با پای «هروله» به سوی صحرای نیاز می کشاند. سلام ساکنان سماوات و زمین بر او باد که مباهات آفرینش بود و راز خلقت کائنات.

پرچمدار عدالت
ابر سیاه فساد و گناه، بر آسمان جهان، سایه افکنده بود. عواطف انسانی پایمال شده بود. بت هایی از جنس بشر، اما بی رحم، حاکمان ملّت ها بودند و بت هایی از سنگ و چوب مظهر پرستش.

نه نسیم عدالتی می وزید و نه زلال مهر و عطوفتی جاری بود. صدایی جز چکاچک شمشیرها و نعره های جاهلیّتِ موهوم، همراه با آخرین ناله های دخترکانی معصوم، که زنده زنده به گور می رفتند، شنیده نمی شد. در چنین فضایی مخوف، محمّد صلی الله علیه و آله وسلم ظهور کرد تا انسان را به چشمه های هدایت و انسانیّت رهنمون باشد. آمده بود تا با شعار آزادی، برابری و برادری، انسان های تحت ستم را از سلطه جبّاران و ستمگران برهاند و چنین نیز شد. در اندک زمانی تعالیم آن حضرت، همراه با آیات جان بخش قرآن، نه تنها جزیرة العرب، که سرزمین های دیگر، را نیز به لرزه درآورد و پرچم عدالت را در جهان گسترد.

تنها شاهد زمینی
کوه «نور» در شمال مکّه قرار دارد. در نقطه شمالی این کوه، غاری است به قدر قامت یک انسان که با گذر از سنگ های بسیار می توان به آن رسید. این غار از آشنای صمیمی خود، خاطرات بسیار دارد. امروز هم مردمان به عشق شنیدن این سخنان، با رنج بسیار، خود را به آستان آن می رسانند که از او سرگذشت وحی را بپرسند. غار حرا نیز با زبانِ حال می گوید، این جا، عبادتگاه «عزیز قریش» است. من شب ها و روزهای بسیاری را به یاد دارم که محمّد صلی الله علیه و آله وسلم به این مکان دور از غوغا می آمد تا با خدای خویش خلوت کند. من دل گفته ها، حرف ها و اشک های محمّد را دیده ام و هرگز آن شب رازانگیز را که جبرئیل برای اوّلین بار، پیام وحی خدا را بر محمّد می خواند، از یاد نخواهم برد. من تنها شاهد زمینی بعثت محمّدم.

آغاز وحی
«فرشته ای از طرف خدا، مأمور شد آیاتی چند به عنوان طلیعه و کتاب هدایت و سعادت، برای امین قریش بخواند تا او را به کسوت نبوّت مفتخر سازد. آن فرشته جبرئیل و آن روز، روز مبعث بود. در آن روز فرشته ای با لوحی فرود آمد و آن را در برابر او گرفت و به او گفت: «بخوان». او از آن جا که درس نخوانده بود، پاسخ داد من توانایی خواندن ندارم. فرشته وحی دوباره او را به خواندن فرا خواند ولی همان جواب را شنید. فرشته بار دیگر سخن خود را تکرار کرد. ناگهان سید بطحا احساس کرد می تواند لوحی را که در دست فرشته است بخواند. در این موقع، آیاتی را که در حقیقت دیباچه کتاب سعادت بشر است، خواند: «به نام خداوند بخشنده مهربان. بخوان به نام پروردگارت که آفرید. انسان را از علق آفرید. بخوان و پروردگارت کریم ترین کریمان است؛ همان کس که به وسیله قلم آموخت».

خاتم پیامبران
محمد صلی الله علیه و آله وسلم راز خلقت زمین و گل سرسبد عالم هستی است؛ اولین نور، آخرین فرستاده، برترین انسان و محبوب ترین خلق خداست. او عصاره همه انبیای الهی است. در وجود او خُلق آدم، نیروی نوح، طاعت یونس، وقار الیاس، صبر ایّوب، صدای دلکش داوود، عظمت سلیمان، محبت دانیال، عصمت یحیی، کردار خلیل، قول اسماعیل، صورت یوسف، شکیب موسی و زهد عیسی، تجلّی یافته است، محمد صلی الله علیه و آله وسلم پیشوای همه پیامبران است.

بارقه آسمانی
افق اجتماع مردم در حجاز هم چنان تاریک بود. آشفتگی، اوضاع مردم را ناملایم کرده بود و امنیّت جانی و مالی و ناموسی نداشتند. از علم و حکمت خبری نبود. فضیلت آنها فقط در شعرسرایی و قصّه پردازی بود. ابرهای سیاه جهالت سَرتاسر آن محیط در تاریکی فرو برده بود. ناگهان از شهر مکه نور پاکی همچون بارقه آسمانی فضای عالم را روشن کرد. این نور پاک که حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم بود محیط زندگانی عقلانی بشر را برای همیشه منوّر گردانید.

اعلان نبوّت
آن روز که اعلان نبوّت داده شد، روز مجد و شرف، روز طلوع سعادت و عزت، روز رشد عقلی و ترقی ملی بود. روزی بود که بزرگ ترین منجی عالم بشریت، محمد بن عبد اللّه، برانگیخته شد و با نور قرآن، عالم را نورافشانی کرد.

لحن فرح بخش
روزی که پیامبر بزرگ الهی حضرت محمّد مصطفی صلی الله علیه و آله وسلم برای هدایت بشر برانگیخته شد، ندایی آسمانی از مشرق کوه حرا، بلند شد و در دنیای بشریّت طنین انداز گردید. این آهنگ ملایم طبع بشر بود و مردم جهان در انتظار چنین آهنگی بودند، و با افق فکر و خرد خردمندان سازگار گردید. این لحن فرح بخش بر دل انسان نشست سطح اندیشه او را بالا برد.

رحمة للعالمین
حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم حامل اسرار آفرینش و راز خلقت بود. وجود او به ارسال پیامبران الهی و انزال کتاب های آسمانی پایان داد. اعلامیّه ختم نبّوت را او در دست داشت و با منصب رَحْمَةً للعالمین، از قلّه حرا به طرف مردم سرازیر شد تا خود تجلّی انوار رحمت الهی بر دیدگان بندگان خدا گردد.

دین فطری
آخرین برگزیده الهی قانونی آورد که از مبدأ آفرینش شروع می شود، تا منتهای سیر آدمی، ادامه می یابد. شریعتی که با روحیه بشر سازگار و با طبیعت او عجین و آمیخته شده بود، دینی که فطری و قانون اجتماعی بود.

دین معتدل
رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم در سیر رسالت الهی اش قانونی معتدل و به دور از افراط و تفریط آورد و به مادیت یهود و رهبانیت نصارا خاتمه داد؛ دینی که بین روح و بدن جمع و انسانی جامع تربیت کرد.

تغییر خطّ تاریخ
مبعث روزی است که تاریخ خطّ سیر خود را عوض کرد؛ روزی که به پرستش معبودان چوبین و گلی خاتمه داد و بت ها را در هم فرو ریخت، بشر را بر کردار زشت و عبث خود شرمنده ساخت، و خرافات و اوهام را از میان برداشت.

آشنا ساختن با لذّت های معنوی
مبعث روزی است که پیامبر الهی برانگیخته شد تا بشر غرق در مادیت را با لذّت های معنوی آخرت آشنا کند. وظایف او را به او یادآورد و به سرنوشتش آشنا سازد تا در سایه تقوا و خشیت نسبت به درگاه الهی، سعادت دنیا و آخرت رهاوردش باشد.

رشد عقلی بشر
در محیطی که علم و تمدّن در آن راهی نداشت، در ظلماتی که خبری از فلسفه و حکمت نبود، در جامعه ای که نوشتن و خواندن معمول نبود و جز چندنفر انگشت شمار کسی نمی توانست بنویسد و بخواند، آن نابغه آسمانی ظهور کرد و مکتب خانه هفت اقلیم را بسته و درس علم و حکمت و اخلاق را تا سرحد کمال عقلی آدمیان به مردم آموخت، چنانچه بالاتر از آن ناممکن بود و به تصوّر نمی آمد.

انقلاب توحید
مبعث روزی است که نهضت معنوی شروع شد و انقلابی عظیم در عالم بشری به وجود آمد که هنوز برکات آن ادامه دارد. و این انقلاب عبارت است از توجه به حقیقتی واحد که خداوند یکتای بی همتاست که با فرستادن آخرین رسول خود ـ که رهبر این انقلاب بود ـ پایه های انقلاب را پی ریزی کرد.

در اندیشه ی سرنوشت انسانیّت
در روزگاری که بشریّت دچار سهمگین ترین بحران ها بود، زندگی به صورت جهنمی درآمده بود. از ستم، اختلاف، قتل، غارت، تجاوز، حق کشی، بی ایمانی؛ جهان چون زورقی بی بادبان بر سر امواج خطرناک اقیانوس طوفانی تاریخ از سویی به سویی می افتاد اگر از گردابی برون می آمد، به گردابی دیگر فرو می رفت ـ مردی در دل کوه های مکه خدا را عبادت می کرد و به سرنوشت تاریخ انسانیت و ارزش های والا می اندیشید.

شعار توحید
پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم با شعار «قُولُوا لا اِلهَ اِلاّ اللّهُ تُفْلِحُوا؛ بگویید خدایی نیست جز خدای یگانه تا رستگار شوید»، مردم را به توحید فراخواند و به یکتاپرستی دعوت نمود و مذاهب دیگر را که در دست خوش تحریف قرار گرفته بودند منسوخ و باطل اعلام کرد.

تربیت مردم
حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم با تعلیم و آموزش اصلِ «گرامی ترین و عزیزترین شما در نزد خداوند پرهیزگارترینِ شماست»، از میان مردم آن روز، انسان هایی آزاده و پاک و بزرگ و قهرمان تربیت کرد و قومی پراکنده و کینه توز و بی ایمان را به مردان و زنانی فداکار و مؤمنانی با اخلاص و مجاهد بدل ساخت.

پرشورترین حماسه ی تاریخ
انبیای الهی شاه کار خلقتند. زندگی آنها هم شاه کار تاریخ و مملوّ از حماسه های پرشور آفرینش است. در میان انبیا هیچ یک به اندازه ی پیامبر بزرگ اسلام صلی الله علیه و آله وسلم زندگی پرحادثه ای نداشته است. مطالعه تاریخ آن حضرت صحنه های گوناگون آموزنده ای را از نظر ما می گذراند. صحنه های میلاد آن بزرگوار، صحنه های پرابهّت نخستین روزهای نزول وحی و به دنبال آن مقاومت سیزده ساله در مکه، و صحنه های پرهیجان هجرت و سال های پس از آن. از این رو اگر زندگی آن حضرت را پرشورترین حماسه تاریخ بنامیم اغراق نکرده ایم.

حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در کلام امام خمینی رحمه الله

منزلت اجتماعی پیامبر
پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم از همین جمعیت پایین بود، از بین همین جمعیت پاشد و قیام کرد. اصحاب او از همین مردم پایین بودند. از این طبقه سوم بودند. آن طبقه بالا مخالفین پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم بودند. از همین توده پیدا شده است و برای همین جمعیت، همین ملّت قیام کرده است و به نفع همین ملّت احکام آورده است.

شریف ترین روز
باید عرض کنم، که روز بعثت رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در سرتاسر دهر، مِنَ الأزَلِ الی الأَبد [= از ازل تا ابد]»، روزی شریف تر از آن نیست، برای این که حادثه ای بزرگ تر از این حادثه اتفاق نیفتاده. حوادث بسیار بزرگ در دنیا اتفاق افتاده. بعثت انبیای بزرگ اولوالعزم و بسیاری از حوادث بسیار بزرگ [اتفاق افتاده] لکن حادثه ای بزرگ تر از بعثت رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم [دیده[ نشده است و تصور هم ندارد که بشود، زیرا که بزرگ تر از رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در عالم وجود نیست، غیر از ذات مقدّس حق تعالی.

انگیزه بعثت، تزکیه ی نفوس
انگیزه ی بعثت این است که ما را از این طغیان ها نجات دهد و ما تزکیه کنیم خودمان را؛ نفوس خودمان را مصفّا کنیم و نفوس خودمان را از این ظلمات نجات بدهیم. اگر این توفیق برای همگان حاصل شد دنیا یک نوری می شود نظیر نور قرآن و جلوه نورحقّ.

بعثت، تحوّلی علمی عرفانی در عالم
مسئله بعثت یک تحول علمی ـ عرفانی در عالم ایجاد کرد که آن فلسفه های خشک یونانی را که به دست یونانی ها تحقّق پیدا کرده بود و ارزش هم داشت و دارد، لکن مبدل کرد به یک عرفان عینی و یک شهود واقعی برای ارباب شهود.

بعثت و رفع ظلم
بعثت رسول خدا برای این است که راه رفع ظلم را به مردم بفهماند؛ راه این که مردم بتوانند با قدرت های بزرگ مقابله کنند به مردم بفهماند، بعثت برای این است که اخلاق مردم را، نفوس مردم را، ارواح مردم را، و اجسام مردم را، تمام این ها را از ظلمت ها نجات بدهد. ظلمات را به کلی کنار بزند و جای او را نور بنشاند. ظلمت جهل را کنار بزند و به جای او نور عمل بیاورد. ظلمت ظلم را به کنار بزند و به جای او عدالت بگذارد.

حکومت قانون
حکومت رسول اللّه و حکومت امیرالمؤمنین حکومت قانون است؛ یعنی قانون خدا آنها را تعیین کرده است. آنها به حکم قانونْ واجب الاطاعة هستند. پس حکم از آنِ قانون خداست و قانون خدا حکومت می کند.

صبر و استقامت عامل پیروزی
استقامت که لازمه رهبری انبیای گرامی است، به طور کامل در رسول اکرم بود؛ «فَاسْتَقِیمُ کَما اُمِرْتَ».

نهضت کن و استقامت کن. این دو خاصیّت در پیشبرد مقاصد بزرگ پیغمبر اسلام دخالت داشت: قیام و استقامت. این استقامت موجب شد که با این که هیچ در دست نداشت و تمامی قوای قدرتمندان بر خلاف او بود ـ به طوری که در مکه نمی توانست به طور علنی دعوت کند ـ لکن مأیوس نمی شد از این که نمی تواند علنا مردم را دعوت کند. مأیوس نبود.

صراط مستقیم
وحی شد بر مصطفی برخیز، اقرأ باسم ربّک ای حبیب من ز جا برخیز، اقرأ باسم ربّک
تیره شد رخسار گیتی، خیره شد دیو تباهی چیره شد جهل عِما برخیز، اقرأ باسم ربّک
کردگارت برگزید از خلق تا امروز خوانی خلق را سوی خدا، برخیز، اقرأ باسم ربک
هم رسولی، هم سفیری، هم بشیری، هم نذیری هم تویی خیرُالوَری برخیز، اقرأ باسم ربّک
مردمی را کز خدا بیگانه اند، از حق گریزان با خدا کن آشنا برخیز، اقرأ باسم ربّک
دختران را زنده بسپردن به خاک تیره تا کِی؟ ختم کن این ماجرا برخیز، اقرأ باسم ربّک
نور امیّدی که روزی کرد روشن طورسینا جلوه گر شد در حرا برخیز، اقرأ باسم ربّک
انفس و آفاق در تسخیر و فرمان تو آید چون برافرازی لوا برخیز، اقرأ باسم ربّک

علی خاتمی نوری

محمّد صلی الله علیه و آله وسلم

مهر را روشنی از روی تو افروختن است ماه را حسن ز رخسار تو آموختن است
گُل به پیش گُل رخسار تو ای رشک بِهشت همچو خاری است که شایسته آن سوختن است
آرزویی که به دل یوسف کنعانی داشت خویشتن را به غلامیّ تو بفروختن است
وصف روی تو مگر روی تو گوید، ور نه حدّ ما دیدن و حیرانی و لب دوختن است
کار «بنده» همه ای خسرو خوبان، به جهان جان و دل دادن و خود مهر تو اندوختن است

بنده ـ شاعر زبان قاجاریه

گل

بخوان به نام خدا
غنوده کعبه و امّ القری به بستر خواب ولی به دامن غارحرا دلی بیتاب
نخفته، شب همه شب، دیده خدابینش ز دیده رفته به دامن سرشک خونینش
که پیک حضرت دادار، جبرئیلِ امین عیان به منظر او شد، خطاب کرد چنین:
«بخوان به نام خدایی که ربّ ما خَلَق است پدیدآور انسان ز نطفه و عَلَق است
بخوان که ربّ تو باشد ز ماسوا اکرم که ره نمود بشر را، به کار بُردِ قلم»
به گوش هوش چو این نغمه سروش شنید هزار چشمه نور از درون او جوشید
درون گلشن جانش شکفت رازِ وجود گشود بار در آن دم به بارگاهِ شهود
درود و رحمت وافِر، ز کردگار قدیر بر آن گزیده یزدان، بر آن سراج منیر

محمود شاهرخی

مکتب صف
این پیک مشک بوی و مسیحادم از کجاست؟ کاین گونه دلنواز و روان بخش و جان فزاست؟
احمد که کُنیت و لقب و نام و نعت او بوالقاسم و محمّد و محمود و مصطفاست
رخسار او طلیعه انوارسرمدی گفتار او، سفینه دُرهای پربهاست
آیینه ای که، مظهر آیات ایزدی است گنجینه ای که، منبع الطاف کبریاست
زیبد نشان خاتم و اورنگ خسروی بر رهبری که قافله سالار انبیاست
نور رخش، چراغ ره سالکان حق خاک درش، کلید در رحمت خداست
سرلوحه فضیلت و سرحلقه وجود سرمایه حقیقت و سرچشمه بقاست

قاسم رس

جمال محمّد
ماه فرو ماند از جمال محمّد سرو نباشد به اعتدال محمّد
قدر فلک را کمال و منزلتی نیست در نظر قدر با کمال محمّد
وعده دیدارِ هرکسی به قیامت لیله «اسرا» شب وصال محمّد
آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی آمده مجموع، در ظِلال محمّد
عرصه گیتی مجال همّت او نیست روز قیامت نگر مجال محمّد
و آن همه پیرایه بسته جنّت فردوس بو که قبولش کند، بلال محمّد
همچو زمین خواهد آسمان که بیفتد تا بدهد بوسه بر نِعال محمّد
شمس و قمر در زمین حشر نتابد پیش دو ابروی چون هلال محمّد
چشم مرا، تا به خواب دید جمالش خواب نمی گیرد از خیال محمّد
«سعدی» اگر عاشقی کنی و جوانی عشق محمّد بس است و آل محمّد

سعدی

فخر عالم، فخر آدم
آن آیت آزادگی، آزاد جانی، آن شوکت نامش جهانگیری، جهانی
آن، جانِ جانِ جانِ جانِ جان جانها آن، در کلامش لطف آب زندگانی
آن مردِ مردِ مرد، در معنی نه در حرف آن آدمی خلقت، و لیکن آسمانی
آن نازنین خو، نازنین رو، نازنین طبع آن خیل خوبان را سزاوار شبانی
آن نیک فطرت، نیک خصلت، نیک عترت آن مهربان، آن آفتاب مهربانی
آن در کریمی شرمسار از وی کریمان آن در حلیمی، حلم را بنیان و بانی
آن عزّت و جود و شرف زیبنده او آن صدق دل با او نه تصدیق زبانی
آن فخر عالم، فخر آدم، آن محمّد صلی الله علیه و آله وسلم یعنی کتاب آسمانی را معانی

محمّدجواد بهجت

سرحلقه

سرحلقه عشاق به عالم، احمد یعنی هدف از خلقت آدم، احمد
رخشان و فروزنده بر انگشت وجود پیغمبری انگشتر و خاتمْ احمد
آمیزه شور و عشق و عرفان، احمد مفهوم عمیق علم و ایمان، احمد
من در عجبم چگونه با این همه وصف می زیسته در عالم امکان، احمد؟!

علی مرادی غیاث آبادی

هی هی از این عشق خوش احمدی
جان سحر، جسم سمن بوی توست شام، غلام سر گیسوی توست
ماه که خَم کرده سر خویشتن بوسه زنِ گوشه ابروی توست
ای سمن باغ خداوندگار سرو، غلام قد ناژوی توست
صبح ازل، پرتو پیشانی ات شام ابد، طُرّه دل جوی توست
آنچه ز گل نیک تر آمد به باغ باغِ گُل خُلق تو و خوی توست
زمزمه زندگی کاینات همهمه شور و هیاهوی توست
عقل تو سرمایه سنگین وحی عقل جهان کم به ترازوی توست
عقد ثُریّا به کف آسمان پیشکش گردن بانوی توست
کاش که فریاد دلم می شنید حلقه آن در که سر کوی توست
شاخه طوبی ندهد در بهشت آنچه در آن چنبر بازوی توست
هی هی از این عشق خوش احمدی ذکر لبم ناله هوهوی توست

 
 

 


نوشته شده در یکشنبه 90/4/5ساعت 11:49 صبح توسط ریحانه خدادادی | نظرات ( ) |

.: کپی برداری از مطالب *عشق در کائنات* فقط با ذکر منبع مجاز میباشد :.

Edit for armiss by : ~*~*~*ریحانه خدادادی*~*~*~